روزهای پرحاشیه قسمت اول

رفت پیش اون آدمی که نشسته بود سرجاش گفت جای منه اونم بهش گفت شما گفت معلمنون!! همه کپ کردیم همه تا نیم ساعت کلا تو هپروت بودیم اونم داشت برای خودش حرف میزد ماهم که هیچی نفهمیدیم آقا سرتون رو در نیارم بعد از اون نیم ساعت شروع کردیم یکی از اون طرف متلک مینداخت یکی از اینور یچی میگفت همون روز اول به قول معروف گربه رو دم حجله کشتیم اونم چه کشتنی بنده خدا فهمید با چه انسان های شریفی!!! قراره سروکله بزنه فکر کنم قشنگ غزل خودشو خوند ماهم نزاشتیم بهش بد بگذره قشنگ ازش پذیرایی کردیم و فکر کنم نیم ساعت حرف مفید زد 

یه شانسی هم که آوردیم درسه خوندی بود و یکم چرت

خاطرات این روزا رو  تو آینده براتون مینویسم

 

شب خوش

یا علیبامن حرف نزن

/ 1 نظر / 21 بازدید
آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي اين ادرس صفحه عضويت http://clickiha.net/signup اومدي خبر بدي بيام پست هايي که گزاشتي رو بخونم . منتظرم عزيز