فکر می کنید اگه در دوره حافظ و سعدی، فردوسی و … تلفن بود اونم ازنوع منشی دار، منشی تلفن خونشون چی می گفت ؟!


5w6jhi6e3qwcctpupkmu.jpg
لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید …

پیغام‌گیر حافظ:

رفته‌ام بیرون من از کاشانه‌ی خود غم مخور / تا مگر بینم رخ جانانه‌ی خود غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام / زان زمان کو باز گردم خانه‌ی خود غم مخور

پیغام‌گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم/ نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ/ فلک گر فرصتی دادی به دستم

پیغام‌گیر باباطاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت / الهی مو به قربون صدایت

چو از صحرا بیایم، نازنینم / فرستم پاسخی از دل برایت

پیغام‌گیر فردوسی:

نمی‌باشم امروز اندر سرای / که رسم ادب را بیارم به جای

به پیغامت ای دوست گویم جواب / چو فردا برآید بلند آفتاب

پیغام‌گیر خیام:

این چرخ فلک، عمر مرا داد به باد / ممنون تو‌ام که کرده‌ای از من یاد

رفتم سر کوچه، منزل کوزه فروش/ آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

پیغام‌گیر منوچهری:

از شرم، به رنگ باد باشد رویم / در خانه نباشم که سلامی گویم

بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت / زان پیش که همچو برف گردد رویم

پیغام‌گیر مولانا:

بهر سماع از خانه‌ام، رفتم برون رقصان شوم / شوری برانگیزم به پا خندان شوم، شادان شوم

برگو به من پیغام خود هم نمره و هم نام خود / فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!

 
پیغام‌گیر شاعران شعر نو:

افسوس می خورم
 
چون زنگ میزنی
 
من خانه نیستم که دهم پاسخ تو را
 
بعد از صدای بوق، برگو پیام خود
 
من زود می‌رسم، چشم انتظار باش
/ 0 نظر / 5 بازدید